یکی از بزرگ‌ترین دغدغه‌های همه ما، این است که چگونه فن بیان خوبی داشته باشیم و به‌خوبی در هر جمعی بتوانیم صحبت کنیم و اثرگذار ظاهر شویم؟ در مقاله‌ای که پیش روی شماست، تلاش کرده‌ایم بعد از بیان اهمیت فن بیان قوی، روش‌هایی را مرور کنیم که به ما کمک می‌کند در هر جمعی به‌خوبی صحبت کرده و نظراتمان را ابراز کنیم. ضمن اینکه یک دوره رایگان فن بیان به شما معرفی کرده‌ایم که تابه‌حال به بیش از 6 هزار نفر برای بیان بهتر و مؤثرتر کمک کرده است!

فن بیان چیست؟

سپس، قبل از اینکه به مطالعه این مقاله ادامه دهیم، دوره‌ای کم نظیر برایتان تدارک دیده‌ایم که تا حالا به بیش از 6 هزار نفر کمک کرده تا مهارت‌های فنن بیانشان را قدرتمند کنند.

دوره رایگان فن بیان؛ روی لینک زیر کلیک کنید:

چه سؤال خوبی! اصلاً فن بیان چیست؟ شاید بهتر باشد به مقاله «فن بیان چیست؟» نگاهی داشته باشیم… مطمئناً شما تعاریف زیادی از فن بیان شنیده‌اید! فن بیان را می‌توان بسته به حیطه کاری به صورت‌های مختلفی تعریف کرد!

و هزاران تعریف دیگر که می‌توان از فن بیان داشت. اما اجازه دهید ما یک تعریف کلی در این زمینه داشته باشیم؛‌ یعنی فن بیان را برای همه حالات تعریف کنیم:

«فن بیان؛ در حقیقت فنون و مهارت‌هایی است که شما با استفاده از تمام اجزای ارتباطی خود (نه فقط دهان و زبان) برای ارتباطات  کلامی خود به کار می‌برید»

اجازه بدهید این تعریف را کمی بیشتر توضیح دهیم؛ فن بیان فقط و فقط محدود به افراد خاص نیست.

مطمئناً شما به عنوان یک منشی، پزشک،‌ خلبان، کارمند، دانشجو، دانش‌آموز، پدر و مادر و … در طول زندگی خود بارها و بارها نیاز است که صحبت‌های تأثیرگذاری داشته باشید و اگر فن بیان خوبی نداشته باشید و نتوانید خوب صحبت کنید،‌ مطمئناً با شکست مواجه خواهید شد.

بنابراین شما باید بتوانید اولاً یک صحبت مؤثر در ذهن خود طراحی کنید و سپس به توانایی دست بیابید که بتوانید آنچه در ذهن دارید را به خوبی به زبان بیاورید!

چرا داشتن فن بیان قوی اینقدر اهمیت دارد؟

به اعتقاد ما در مجموعه بیشتر از یک نفر، در دنیای فعلی، آنقدر موضوع خوب صحبت کردن و فن بیان خوب داشتن مهم است که شاید بهتر باشد مدارس و دانشگاه به جای این که 16 سال وقت دانش آموزان را به موضوع نوشتن اختصاص دهند و حتی دقیقه‌ای به مهارت صحبت کردن نپردازند،‌با یک تغییر نگرش کلی، فرصت بسیاری را به مهارت صحبت کردن و فن بیان قوی اخصاص دهند.

هرچند در حال حاضر امکان این را نداریم که تغییری در سیستم آموزشی داشته باشیم، اما اهمیت این موضوع آنقدر بالاست که مجموعه مقاله‌هایی با عنوان مهارت‌های خوب صحبت کردن و مهارت‌های فن بیان برای شما عزیزان در سایت تدارک دیده‌ایم که به مرورر  زمان تکمیل‌تر نیز خواهند شد.

این که چگونه فن بیان خوبی داشته باشیم و خوب صحبت کنیم و اصلاً کلام ما به گونه‌ای باشد که بتوانیم نظر مخاطبان را جلب کنیم، موضوع بسیار مهمی است که هر فردی (به خصوص سخنرانان) باید به آن توجه کنند.

درصد قابل توجهی از ارتباطات ما در طول روز با ارتباطات کلامی توأم است! پس دلیلی وجود ندارد که بهترین فن بیان و بهترین مهارت‌های صحبت‌کردن و صحبت در جمع را نداشته باشیم! باید یاد بگیریم چگونه روابط عمومی بالا داشته باشیم؟ خوب و زیبا صحبت کردن و پر انرژی صبحت کردن بسیار مهم است.

هر روز این سوالات و سوالات بسیار دیگری به ذهن ما می رسد : از جمله سوالات دیگر این است:

مقاله مرتبط زیر را مطالعه کرده اید؟ اگر میخواهید بدانید «چطور سر صبحت را باز کنیم» مطالعه کنید:
چگونه سر صحبت را باز کنیم؟

چرا باید فن بیان خوبی داشته باشیم؟ 6 دلیل مهم!

برای دانستن پاسخ سؤال “چرا باید فن بیان خوبی داشته باشیم؟” دلیل بسیار است؛ با این حال، تنها به 6 مورد آن بسنده می‌کنیم:

1- ابراز وجود و اظهارنظر کنیم!

بسیاری از ما، به دلیل اینکه خجالتی هستیم و فن بیان خوبی نداریم، از ابراز نظرمان خودداری می‌کنیم. اگر فن بیان خوبی داشته باشید و بتوانید خوب صحبت کنید، می‌توانید آزادانه نظراتتان را بگویید و از این کار خجالت نکشید.

2- در شغل موردعلاقه‌مان موفق شویم

ممکن است از خیلی از همکارانمان لیاقت و توانایی بالاتری داشته باشیم، اما به دلیل بلد نبودن ابراز خود و نداشتن مهارت فن بیان قوی، نتوانیم آن‌طور که بایدوشاید، شایستگی‌هایمان را نشان دهیم…!

3- مورد تشویق و تحسین قرار بگیریم

بسیاری از ما، چیزهای زیادی بلدیم که دیگران بلد نیستند. اما به دلیل نداشتن فن بیان قوی، فرصت دانستن آن توسط دیگران، میسر نیست. چه بسیار نظرات و ایده‌هایی که در ذهنمان دفن می‌شود، چون توان بیانشان را نداریم.

4- بتوانیم حقمان را بگیریم و از ضایع شدنش جلوگیری کنیم

خیلی وقت‌ها به دلیل اینکه اصطلاحاً زبانش را نداریم، حقمان توسط دیگران پایمال شده و نمی‌توانیم حقمان را بگیریم. با فن بیان قدرتمند و اینکه چگونه فن بیان خوبی داشته باشیم، می‌توانیم از تضییع حقمان جلوگیری کنیم.

5- احساساتمان را بیان کنیم

خیلی از ما به دلیل نداشتن فن بیان قوی، نمی‌توانیم به افراد نزدیکمان ابراز علاقه کنیم. فرصت ابراز علاقه و لذت بردن از ابراز احساسات، به دلیل نداشتن فن بیان قوی از ما گرفته می‌شود.

6- تا بتوانیم فرصت‌های تازه را به چنگ آوریم

فرصت‌های زیادی از دستمان در می‌رود، تنها به این خاطر که نمی‌توانیم درخواست‌هایمان را بیان کنیم. ممکن است نتوانیم درخواست افزایش حقوق کنیم، چون توان بیانش را نداریم و نمی‌دانیم چگونه این کار را کنیم، نمی‌توانیم درخواستمان را از یک مدیر و کارفرما یا فرد موردعلاقه بگوییم، چون راه بیانش را بلد نیستیم…

جالب است برخی تصور می‌کنند که فن بیان، فقط برای سخنرانان است و یا فقط محدود به کسانی است که کار مجری‌گری دارند و یا شغلشان روابط عمومی است! اما جالب است بدانید که اصلاً‌ اینطور نیست! از آنجایی که بخش عمده ارتباطات ما به ارتباطات کلامی اختصاص دارد، همه و همه باید فن بیان خوبی داشته باشیم!

چگونه فن بیان خوبی داشته باشیم و خوب صحبت کنیم؟

تا به اینجای کار مقدماتی از فن بیان ارائه کردیم و گفتیم که اهمیت آن چقدر است (و واقعاً هم زیاد است!) اما حالا چه کنیم که فن بیان خوبی داشته باشیم؟ چگونه فن بیان خوبی داشته باشیم؟ چگونه خوب صحبت کنیم؟

حقیقت این است که بهبود فن بیان کار یک روز و یک هفته نیست! اصلاً اجازه بدهید یک اصلی خیلی مهم را مطرح کنم: ما چیزی به عنوان فن بیان خوب نداریم! هر کسی باید در هر شرایطی که هست بیان خود را روز به روز بهتر کند.

شاید برایتان جالب باشد اگر بدانید من روزانه حداقل 2 ساعت برای یادگیری و بهبود فن بیان خود وقت می‌گذارم!! (2 ساعت حداقل است) و تأثیر آن را هر روز در کار و زندگی خود بارها و بارها مشاهده می‌کنم. پس باید توجه کنید که شما در هر جایگاهی که هستید باید فن بیان خود را بهبود ببخشید و تمرین کنید.

سه مرحله برای بهبود فن بیان

برای بهبود فن بیان باید از سه مرحله مهم عبور کنیم:

  1. مطالب را به صورت تئوری یاد بگیرید.
  2. تمرین مناسب و کافی داشته باشید (شبیه سازی)
  3. و به صورت واقعی در زندگی خود به کار ببرید (تا پس از مدتی به صورت ناخودآگاه به از این روش‌ها استفاده کنید)

اما آیا می‌توان فن بیان خوبی داشت و خوب صحبت کرد؟

سوال بسیار مهمی که وجود دارد و احتمال دارد که برای شما نیز پیش آمده باشد این است که آیا اصلاً می‌توان فن بیان خوبی داشت و خوب صحبت کرد یا این که این موضوع ذاتی است و امکان یادگیری آن  وجود ندارد؟!

پاسخ این سوال دو جواب می‌تواند داشته باشد. جواب اول مثبت است که یعنی می‌توانیم این مهارت‌ها را یاد بگیریم و جواب دوم منفی است که یعنی ما خودمان و هزاران شرکت کننده در دوره‌هایمان را سر کار گذاشته‌ایم!!

پاسخ من به این موضوع این است که برخی از افراد ممکن است به صورت ذاتی دارای مهارت‌های فن بیان و خوب صحبت کردن باشند اما واقعیت این است که تعداد قابل توجهی از افراد با تمرین و ممارست و آموزش درست توانسته‌اند به یادگیری مهارت‌های ارتباطی بپردازند. توضیحات زیر قطعاً می‌تواند به درک بهتری در این زمینه کمک کند:

مراحل یادگیری مهارت‌های کلامی

برای یادگیری هر مهارتی، از جمله مهارت‌های کلامی و سخنرانی، گام‌هایی وجود دارد که اگر ما با این گام‌ها آشنا نباشیم، نه تنها رشد نخواهیم کرد، بلکه باعث می‌شود که پسرفت هم داشته باشیم و یا با داشتن توقعاتی نامعقول در مسیر رشد و بهبود قرار نگیریم.

اولین شرط در یادگیری هر مهارتی، این است که بدانیم باید تا حد ممکن تمرین کنیم و بدون تمرین کردن عملاً هیچ مهارتی کسب نمی‌شود. چه بهتر است که ما زمانی را به صورت روزانه در نظر بگیریم و تمرینات مربوطه را انجام دهیم.

گویا این موضوع در فرهنگ ما عادت شده که بدون تمرین کردن توقع داریم که نتیجه بگیریم!

حال با فرض این که دائماً در حال تمرین کردن هستیم، به گام‌های یادگیری یک مهارت جدید می‌پردازیم. به نظر می‌رسد که بهترین مثال برای یک مهارت جدید، «مهارت رانندگی» است زیرا برای همه ما ملموس است و به سادگی آن را درک می‌کنیم.

1- ناتوانی ناآگاهانه

گام اول زمانی است که ما توانایی انجام مهارت را نداریم و البته نمی‌دانیم که این توانایی را نداریم. این وحشتناک‌ترین مرحله برای یادگیرنده است، زیرا گمان می‌کند که کارش خوب است ولی اصلاً این‌طور نیست.

بهترین مثال برای این موضوع نوجوانانی هستند که تابه‌حال رانندگی را تجربه نکرده‌اند و هرآنچه که در مورد رانندگی می‌دانند مربوط می‌شود به تصورات آن‌ها و همچنین مشاهداتشان از فیلم‌ها و دیگران! این افراد تصوّر می‌کنند که رانندگان حرفه‌ای هستند اما وقتی که پشت فرمان اتومبیل می‌نشینند.

2- ناتوانی آگاهانه

گام دوم زمانی است که ما توانایی انجام مهارتی را نداریم اما متوجه و آگاه می‌شویم که این توانایی را نداریم. زمانی که فردی در این مرحله قرار می‌گیرد، مطلع می‌شود که باید مهارت‌های خود را بهبود ببخشد و برای این کار اقدام می‌کند. درست مثل کسی که متوجه می‌شود برای یادگیری رانندگی نیاز است که به اقدام کند و به کلاس آموزشی می‌رود.

3- توانمندی آگاهانه

گام سوم زمانی است که ما توانایی انجام مهارت را به دست می‌آوریم اما تمام حرکات ما آگاهانه است. در مثال رانندگی، زمانی که در مرحله سوم قرار می‌گیریم، با رانندگی ارتباط برقرار کرده‌ایم، اما تمام حرکات ما خودآگاه است و نیاز به تمرکز و تلاش زیادی دارد و برای هر بار رانندگی باید انرژی زیادی صرف کنیم و زحمت زیادی متقبل شویم و حتی اگر لحظه‌ای حواسمان پرت شود، تعادل خود را از دست می‌دهیم.

به همین منظور کافی است به فردی که تازه گواهینامه خود را دریافت کرده است فکر کنید. او می‌تواند رانندگی کند، اما نیاز به تمرکز بالایی دارد و به هر کاری که می‌کند فکر می‌کند. مثلاً اگر قرار است دنده را عوض کند،‌ به این موضوع فکر می‌کند و آگاهانه تصمیم می‌گیرد.

4- توانمندی ناآگاهانه

گام چهارم زمانی است که ما توانایی انجام کار را به دست می‌آوریم و آن‌قدر آن را تمرین کرده‌ایم که به صورت ناخودآگاه و از روی عادت به فعالیت می‌پردازیم و در این صورت انرژی بسیار کمتری برای انجام مهارت صرف می‌کنیم و از همین رو انجام آن کار برای ما لذت‌بخش‌تر خواهد شد. درست مثل کسی که به خوبی رانندگی را یاد گرفته و چند ماهی است که هر روز چند مرتبه رانندگی می‌کند و عملاً این مهارت بخشی از وجود او شده و بدون فکر کردن به آن می‌تواند آن را انجام بدهد.

حال این چهار گام را در سخنرانی مرور می‌کنیم.

  1. در گام اول، اصلاً متوجه نیستیم که در این مهارت مشکل داریم و با اعتماد به نفس کاذب سخنرانی می‌کنیم و فقط باعث آزار و اذیت دیگران می‌شویم (فکر می‌کنم تعداد این نوع از سخنرانان بسیار زیاد است).
  2. در گام دوم، ما متوجه می‌شویم که توانمندی سخنرانی را نداریم و لازم است که آن را یاد بگیریم.
  3. در گام سوم، با تمرین و یادگیری به صورت خودآگاه می‌توانیم این مهارت را اجرا کنیم اما برای انجام آن نیاز به زمان و فکر کردن بسیار زیادی داریم و البته از دید مخاطب نیز بسیار حرفه‌ای به نظر نمی‌رسیم.
  4. در گام چهارم، سخنرانی بخشی از وجود ما خواهد شد و برای اجرای آن فکر نمی‌کنیم و بیشتر بر روی عمل متمرکز می‌شویم.

این شعر از «فخر رازی» بخش‌هایی از این چهار مرحله را به زیبایی مطرح می‌کند:

آن‌کس که بداند و بداند که بداند؛ اسب خرد از گنبد گردون بجهاند

آن‌کس که بداند و نداند که بداند؛ بیدار کنندش که بسی خفته نماند

آن‌کس که نداند و بداند که نداند؛ لنگان خرک خویش به منزل برساند

آن‌کس که نداند و نداند که نداند؛ در جهل مرکب ابدالدهر بماند

آن کس که نداند و نخواهد که بداند؛ حیف است چنین جانوری زنده بماند!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *